تبليغاتX
اســــــــــــــفـنـد مـــــاه

شنبه 29 مرداد1384

سلام : اسفند عشق داش داوود - ماه تولد داش داوود و ........................................

فال اسفندی ها :::::::::

 زن متولد اسفند :

او شديداٌ نيازمند تکيه کردن به مرد خود است در نظر او مرد سنبل قدرت و يک قهرمان است که به راحتی می تواند هر مشکلی را حل کند او بهترين شنونده راز های شماست به شرطی که در حفظ آن اسرار کوشا باشد و در شرايط سخت از آنها برای نفع خود استفاده نکند . هماهنگی او با محيط و همسر قابل تحسين است . گاهی اوقات مشکلات آنچنان او را سر در گم می کنند که به جای واقع بينی غصه می خورند و اشک می ريزد . او هم خجالتی و سر به زير است و هم زيرک و فريبنده < هم احساساتی و شکننده است و اگر زخمی بر احساس او وارد آوريد . ساعتها به حال خود می گريد . او مادری با گذشت و فداکار است که حاضر است از تمام حقوق خود برای شادی بچه ها بگذرد . قلب متولد اسفند ماه سرشار از احساسات پاک است که اگر آنرا به خانواده و دوستان ببخشد از زندگی احساس رضايت و آرامش خواهد کرد .

مرد متولد اسفند :

مرد متولد اسفند دارای قدرت تفکر و تجزيه و تحليل بسيار است . بيشتر متولدين اين ماه رويا پردازان قابلی هستند و اگر بتوانند به يکی از اين رويا ها دست پيدا کنند شهرت و محبوبيت زيادی بدست خواهند آورد . وجود احساسات رمانتيک می تواند او را به هنرمند قابلی تبديل کند . حساسيت و زود رنجی از خصوصيات منفی اوست . او هيچ تعصب خاصی ندارد و با همه هماهنگ می شود و به همه کمک می کند . البته بيشتر اين کمک ها فکريست تا مالی < در گرفتاری ها راهنمای خوبی است . او برای موفقيت احتياج به همسری دارد که او را تشويق کند تا بتواند به رويا های خود جامه عمل بپوشاند . او مرموز و تودار است < پدری است حساس و مهربان و معمولاٌ بچه ها از نامهربانی مادر به او پناه می برند . او مشکلات بچه ها را با گوش کردن به حرف هايشان حل می کند و قول خريد اسباب بازيهای عجيب و غريب می دهد که البته هرگز عملی نمی شود .

اسفند : با آرمان تفويض

سنبل : ماهی

شعار : من باور دارم

ستاره حاکم : نپتون

عنصر وجود : آب

شخصيت : راوی

فلز وجود : تشعشعی از فلزات مصنوعی

سنگ خوش يمن : زمرد

رنگ محبوب : سايه آبی و سبز دريايی

گل محبوب : لی لی بنفش

روز مبارک : پنج شنبه

مشاهير متولد اسفند :

هوشنگ ابتهاج ( شاعر ) - عصمت دلکش ( خواننده ) - بيژن ترقی ( شاعر ) - جلال ذوالفنون (نوازنده ) - پريسا ( خواننده ) - اليزابت تيلور ( هنرپيشه ) - فرهاد فخرالدينی ( آهنگساز ) - ميکل آنژ ( نقاش و مجسمه ساز )- البرت انيشتين ( دانشمند ) - ويکتور هوگو ( نويسنده )

مطلب بالا از ارشیو اسفند ماه انتخاب شده ارزش یه بار دیگه دیدن رو داره برید حال کنید .........................

مثل من همیشه تنها

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 11:10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 25 مرداد1384

اگهی فروش ...............

اطلاعيه

بدين وسيله به اطلاع كليه رفقاي تنگ نظر رسانده مي شود . اينجانب داوود نويسنده اسفندماه در كمال سلامت عقل و روح اعلام ورشكستگي عاطفي مي كنم . لذا اقدام به فروش كليه سهام قلبم مي كنم .

پا ورقي :

مي رن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا مي مونه

( تقديم به سنگي ترين قلب رو زمين و ارزوي موفقيت در سراسر طول زندگي )

داوود

( تنها - بی کس - غمگین - و از این جور چرندیات)

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 7:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 23 مرداد1384

يه مدتي بود اسفند ماه خيلي آبكي شده بود و بد جور تحت تاثير قرار گرفته بود . تحت تاثير بودن هم اصلا تو مرام ما بچه اسفند ي ها نيست . ما معمولا تحت تاثير قرار مي ديم و متحير مي كنيم .خلاصه اينكه اسفند ماه  بي مزه شده بود رسالت اصلي خودش رو فراموش كرده بود . واسه همين اين چند پست اخير اصلاٌ به دلم نچسبيد ..ولي از اون جايي كه :

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش                  باز جويد روزگار وصل خويش

                                برگشتم به همون چرند و پرند هاي خودم

آخه همون جوري كه قبلا گفته بودم اسفند ماه همه زندگي احساسي منه . بعضي وقت ها كه زندگي بدون اسفند ماه تو ذهنم مي ياد دلم مي خواد گريه كنم . نخنديد . جدي مي گم .همه شما وقتي سنگ صبور و همدمتون رو از دست مي ديد همين حال رو پيدا مي كنيد  . يعني اسفند ماه من از سگ خونگيتون كمتره ( زبونم لال ).

                                                             

 

 

اصل مطلب :

               بار ها و بارها شنيديد كه انسان با اميد و دلخوشي زنده مي مونه و زندگي رو ادامه مي ده . شايد خيلي ها بهش فكر نكرده باشند . ولي معجزه اميد و دلخوشي واسه همه معنا پيدا مي كنه . و البته واسه هر كسي يه جوري پيش مي ره .

 يه نفر اميدش به خداست . همه بود و نبود زندگي اش رو از خدا مي دونه و بشر خاكي رو شايسته نمي دونه كه بخواد بهش اميد ببنده ( كه البته همه لياقت اين جور زندگي رو ندارند و تو اين زمونه مخصوص افراد خاصه .)

يكي دلخوشيش مسائل ماديه مثلاٍ  ماشينه اگه پول داشته باشه خود ماشين و اگه نداشته باشه به مجله ماشین دلش رو خوش مي كنه .

يكي به درس اميد مي بنده و اوقات سپري مي كنه  . ( اغلب افراد موفق و با حوصله اي هستند .)

بعضي ها هم كه احمق ترين و افراد روي زمين هستند دلشون رو با عشق خوش
مي كنن . ( شرمنده ولي مار گزيده از ريسمون سياه و سفيد مي ترسه )

و خلاصه همه دلخوشي دارند . ريز و درشت .

               ولي اين بنده حقير كه بنا بر مشيت خدايي با بقيه عجيب فرق مي كنم ( فقط يكي مثل خودم پيدا كردم ) در اين مورد هم تعريفي سوا از اميد دارم.

اره من از اون دسته از احمق هاي دلخوش به عشقم .البته دلخوشي هاي ديگه دارم و دلم مي خواد كه داشته باشم ولي اين سالهاي اخير خودم رو با عشق اميد وار كردم .در مورد عشق و اميد دادن به آينده بايد بگم عشق دليل زيبا و هدف داري واسه دلخوشي داره و مي تونه اميد واري رو تو زندگي آدم به حد بلايي برسونه ولي واي به روزي كه آدم از عشقش نا امید بشه . ( چشموتون روز بد نبينه ) . ديگه هيچ اميدي نمي تونه جانشينش بشه و آدم رو بد جور مي شكنه .

 عرضم به حضورتون كه دلخوشي كوچيك يا بزرگ مادي يا معنوي مثبت يا منفي فرقي نمي كنه و باعث هدف مند شدن زندگي ميشه . و از دست دادن دلخوشي حالت بد روحي به آدم دست مي ده كه آدم رو وا مي داره بشينه اين چرنديات رو تحويل مخ هاي بندگان خدا بنده   .

اميد وارم هيچ وقت اميدتون رو از دست ندهيد .

پاورقي :

             منتظر نظر هاي كارشناسي شما هستم . خواهش مي كنم متن رو با دقت بخونيد و نظر بديد . درسته خيلي زياده ولي خيلي ساده نوشتم و همه مي فهمم . پس خواهش مي كنم نگيد زيبا بود و ادامه بده و به من هم سر بزن و  اين جور تعريف هاي واهي كه معلوم مي كنه اصلا متن رو نخونديد . 

                                                                               

متن بالا را تمام حس قلبی به امیدم به آینده ( شبه خودم ) تقدیم می کنم  .شاد و موید باشید .

داوود

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 6:8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 22 مرداد1384

برای قاب عکس قلبم

کاش می دانستی

کاش می توانستم با چشم هایم بگویم 

    کاش باور می کردی 

            ولی بدان           

XX  من نیازم تو رو هر روز دیدنه  XX

پس باش

هر روز باش

نه به خاطر خودت

به خاطر نیازم

به خاطر من

 

 

 

داوودهستم و ای کاش بمانم

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 11:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 19 مرداد1384

در انتظار می مانم شاید بگویی دوستم داری

می دانم روزی از بودنم پیشمان می شوم

 و آن زمان است که ارزو می کنم

کاش نبودم

نبودن را می پرستم

 چون آن زمان است که می فهمم چی کسی بیشتر دوستم داشته . 

و چه کسی برایم قطره اشکی می ریزد

و این بانو ست که سر لوحه عشق است

ایام به کام

داوود دات کام

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 11:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 مرداد1384

کاش ....

كاش شاعر بودم

شعر ها مي گفتم

كاش سازي بودم

خوش آهنگ و خوشنوا

كاش ابري بودم

مي باريدم و مي شستم

كاش گريه بودم

سبك مي كردم دل غمديده اي را

كاش دريا بودم

                        مهربان و قدرتمند

كاش آسمان بودم

                       نيلگون و پهناور

                                     كاش غير از عاشقي هنري داشتم

ولي حيف .......

هميشه آرزومه

                                           كاش نبودم

 

وقت خوش .داوود.

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 7:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 13 مرداد1384

تکرار مکررات ( خسته از تکراری شدن و بودن )

همانا خداوند آفریدگان خود را بیهوده و عبث نیافریده و آن را به حال خویش واننهاده ....... و آنان را نیافریده تا سودی ببرد و یا به وسیله آنان زیانی را از خود دور کند . بلکه تا به آنان سودی رساند و نعمت جاودان واصلشان گرداند .

امام صادق ( ع ) باز هم از جزوه معارف

 

 دیشب یه سری از بدترین اتفاقاتی که ممکنه واسه یه نفر رخ بده یخه منو گرفت .

 نپرسید چه شدو چی بود . که تعریف کردنش هم برام عذاب آوره . خلاصه ساعت ۱ وقتی همه خواب بودند رسیدم خونه . لباس عوض کردم . خیلی برزخ بودم . هوا هم گرم بود و از کله آدم بخار بلند می شد . رفتم زیر دستشویی و سرم رو گرفتم زیر آب و نیم ساعتی آب رو سرم روون بود بعد رفتم یه شونه برداشتم و افتادم به جون موهام و حالا شونه نکن و کی شونه کن .

نمی دونین بد جور عصبی بودم . چاره ای نبود با اینکه خوابم نمی برد رفتم تو رختخواب و تازه این اول فکر و خیال بود . انواع فکر های منفی بیهوده و مخ خراب کن اومد سراغم . حالم از خودم گرفته شده بود . از بس غیر مفید و بی سر و ته شده بودم . جاتون خالی شعر هم گفتم: حیف که حسش نبود برم بنویسمش .ولی یه چیز هایش یادم مونده :

دیگر نمی خندم / حتی گریه هم نه / دیگر ستاره کسی نمی شوم / می میرم / کاش کسی بود /عاشقم می شد ./ تازه آن زمان از عشق او هم می گریختم/ نه کسی مال من است و نه من مال کسی .

و از این جور چرت و پرت ها ( به یاد ۱۹۶)

خلاصه برزخ ما همراه سر درد شد و تا ساعت ۵ صبح ما رو همراهی کرد . تا بالاخره خوابم برد با خودم گفتم صبح باید این چکه چکه تراوش تولت مغزم رو باید تو اسفند ماه بنویسم تا درس عبرتی شود برای سایرین . راستی تا یادم نرفته دیشب تو آون لیز بازاربه فکر سر به نیست کردن اسفند ماه عزیزم هم افتادم . خدا مرگم بده چه خیال باطلی. اخه نمی دونین اسفند ماه من دفتر شعر نیست . کتابچه خاطرات هم نیست . وبلاگ عاشقانه و سکسی و سیاسی هم نیست . آخر افکار و عقاید داش داووده

یا بهتر بگم سطل اشغال افکارمه که به درد خودم هم نمی خوره

صبح که از خواب پا شدم . آدم دیگه ای بودم و یا لا اقل سعی می کردم باشم . تصمیم جدی گرفته بودم که مثل قبل ( خیلی قبل ) بدون نیاز به دیگری( آخ از دست این دیگری) به آینده فکر کنم و آگه شد برسم خیلی جدی شروع می کنم . به همه اون کسانی که ادعا می کنند دوستم دارند می گم .

امروز که محتاج تو ام جای تو خالی

                                    فردا که می ایی دگر آن روز نفسی نیست .

ایام بر همگی خوش

داش داوود

 

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 4:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 مرداد1384

معبود من !

            چون يكايك آثار قدرتت ( براي شناسايي تو ) توجه كنم - راه وصول تو بر من دور گردد . چگونه به اشيايي كه در هستي خويش محتاج تو اند بر وجود تو استدلال كنم .آيا هيچ موجودي غير از تو ظهوري دارد كه از آن تو نباشد تا او سبب ظهور و پيدايي تو گردد ؟

              تو كي از نظر پنهان گشته اي كه تا به راهنمايي كه من را به سوي تو رهنمون گردد - محتاج باشي و چه زمان از من دور بوده اي تا آن كه مخلوقات مرا به وصالت رسانند ؟ كور است چشمي كه ترا نمي ببيند با آنكه همواره همنشين او هستي .

 

قطعه بالا از امام حسين (ع) كه ظرف ديروز و امروز 4 بار بيشتر تايپش كردم و الان دارم دوباره تايپ مي كنم . نمي دونم چرا همش پاك مي شد .اين قطعه رو از تو جزوه معارف ( بلا نسبت دارم واسه كنكور كارشناسي مي خونم )برداشت كردم . به نظر من كه جالب بود حالا شما رو نمي دونم .

امروز يه چيز هايي فهميدم .آدم وقتي يه نفر مثل خودش پيدا مي كنه خيلي چيز ها دستش مي ياد . وقتي دونفر تمام افكار - عقايد - حرف هاش مثل هم باشه خيلي به درد هم مي خورن.

امروز فهميدم كه گاهي چقدر غير قابل تحمل مي شم . چقدر ديگران رو از خودم مي رنجونم .

امروز فهميدم كه قدرت نصحيت كردن و عوض كردن افكار ديگران رو دارم اون هم شديد ولي گاهي خودم گم مي شم و احتياج دارم يكي پيدام كنه .فهميدم كه هيچ كس كامل نيست و همه به هم احتياج دارند .

فهميدم گه دوست ندارم تكراري باشم و هميشه جايي باشم كه بهم احتياج هست .

فهميدم كه خدا چقدر بندگانش رو دوست داره كه همه رو به خاطر اين همه ناشكري و گناه نابود نمي كنه

البته يه چيز هايي رو هم نفهميدم .اينكه چطور شكر خدا رو به جا بيارم . اينكه كجا بهم نياز دارند و كي تكراري مي شم . اینکه چه کار کنم تا دیگران رو از خودم نرنجونم و خيلي موارد ريز ديگه كه .....................

تقدیم به ریحانه خانم و اق افشین و یه نونور که منتظر بانو بودند . بانو داشت استراحت می کرد . این مدت خیلی اذیتش کردم . لینک پایین رو هم جدید به دست اوردم برید حال کنید

کنسرت شهرام و black cats با حضور گوگوش نازنين

خوش باشد و نا امید نه

داش داوود

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 9:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 مرداد1384

نیومدی

اخرین بار یادم هست .

       غروب بود – ساعتش فرقی نميكند . باور کردم غروب بود .

 صدايت کردم . نمي دانم شنيدي ؟

          ولي فرياد زدم . مي دانم كه چشمهايت مي شنود ولي نه فرياد مرا

خواهش كردم گوش كني به حرفم

                         بلند خنديدي كه صدايم را نشنوي

التماس كردم بماني

                       نماندي و رفتي

 نمي دانم تو را چه شد كه ديگر صدايم گوشت را نوازش نكرد ونگاهم چشمانت را نمي دانم چرا ديگر مقدس نبودم .

پرسيدم تكليفم چيست ؟

هه هه خنديدي و گفتي ؟ فعلاٌ دو بار روي تصميم كبري بنويس تا بعد

 هزار بار فلسفه سقراط خواندم ولي نيامدي ...............

       خودمونيم .........................

استاد خوبي براي عشقم نبودي – رد شدم – 9 گرفتم

 تو نبودي......

 از تنهايي و انتظار درس صبر گرفتم – 20 گرفتم

              و حالا كه ديگه مي دونم نمي ياي با غرور مي گم .

مثل تو واسه من فراووونه - فراووون

به قول برو بچ : متن تزئینی است

برو بچ ( یعنی آقایان و خانم ها توجه کنید ) از این به بعد حالا تا یه مدتی یه سیستم روی نظردونی من قرار گرفته که هیچ نظری نمایش داده نمی شه تا من تایید کنم پس اگه هنوز نوشته بی نظر الکی نوشته ملت نظر دادند و اگه نظر خودتون رو ندید صبر کنید بعدا می بینید .

مرسی که با سخت شدن نظر دادن باز نظر می دید .

داش داوود

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 7:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 3 مرداد1384

مادر .......

وقتي صورت پر از چين وچروك و خسته ش رو مي بينم از خودم بدم مي ياد .مي شه از روي تعداد چين و چروك هاي صورتش سن و سال من رو حدس زد . خيلي پير شده …………………………....

{{يه موقع فكر مي كردم يه دختر وقتي ازدواج مي كنه فقط براي ارضاء كردن وتامين مالي و عاطفي اين كار رو مي كنه ولي………….

خيلي بي انصافي اگه اين طور فكر كنيم . يه زن متولد ميشه كه مادر بشه و ارزوي مادر شدن رو از بدو تولد همراه خودش داره .}}

وقتي عكس هاي قبل از ازدواجش رو مي بينم و مقايسه مي كنم با الان از خودم و از اينكه فقط و فقط يه لحظه و يك دم باعث ناراحتي و عصبانيتش مي شم از خودم متنفر مي شم .

پاهاش درد مي كنه . تمام طول روز سر پاست تا واسه من ناشكر غذا آماده كنه و لباس هام رو بشوره . كمرش درد مي كنه . اون قدر درد مي كنه كه خواب شب رو ازش مي گيره .

طي روز اينقدر كار انجام مي ده كه درد پا و كمر استراحتش رو حروم مي كنن . اگه خستگي و درد مجالش بدهند ،  درد روحي رو چطور مي شه تحمل كرد و زخم عاطفي رو چگونه التيام داد .

با كدوم هديه تولد و كدوم كادوي روز مادر ميشه تلافي مهر مادر رو كرد . خيلي احمقانه ست كه فقط با دادن يه چيز مادي بخواهيم مهر مادر رو بي منت واون رو منت بار كنيم .

بر فرض محال بشه همه نعمت هاي خدا  رو سپاس گفت : از پس شكر مادر هيچ كس بر نمي ياد .

كاش مي تونستم همه چيز هايي كه تو دلم دارم بگم و بنويسم . كاش مي شد ، همه حرف هايي كه در مورد مادر است رو به كاغذ منتقل كرد .كاش ادم مي تونست همه روز هاي زندگي رو وقف مادر كنه .

كاش كاش كاش ……………………….

سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن و روز مادر رو به همه مادران خصوصاً حاج مامان خودم تبريك مي گم و هر چند مي دونم اين نوشته رو نمي بينه ولي بهش مي گم كه بيشتر از خودم دوسش دارم .

 

به قول یه داوود (سنجاقک)دیگه :

اگر روزی رسد مادر بمیرد...............................فلک هم جای مادر را نگیرد 

 

     مامان خانمی روزت مبارک     

 

                داش داوود( مامان دوست)( اسفندی) (عشق گوگوش)

 

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 9:26 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1 مرداد1384

كاش می دونستم چرا ؟

دلم واسش تنگ شده

كاش می دونستم تا کی ؟

بايد در انتظارش باشم .

كاش می دونستم چطور ؟

بايد فراموشش کنم .

كاش می دونستم چه کسی؟

می تونه جاشو واسم پر كنه

كاش می دونستم؟.....................................

كاش اين همه سوال بي جواب وجود نداشت .

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 9:26 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •