تبليغاتX
اســــــــــــــفـنـد مـــــاه

جمعه 25 فروردین1385

پرواز امروز يه كم خسته ام كرده

امروز هم كمك خلبان نداشتم

بد قولي كرد قرار بود سر پرواز حاضر باشه ولي نيومد.

امروز حتي مهندس پرواز هم نيومده بود

عجيب تر اينه كه هيچ كدوم از مهمونداران هوا پيما هم نبودند .

و من مجبور شدم مسئوليت همه رو خودم تنها انجام بدم

البته حالا كه فكرشو مي كنم مي بينم كه بد هم نيست  درسته خيلي خسته شدم ولی حال داد

هواپيما فقط و فقط مال خودم بود .

امروز بر فراز يه دريا رد شديم يه لحظه وقتي پايين رو نگاه كردم ترس تمام وجودم رو فرا گرفت . ترس از ارتفاعي كه داشتم يادم رفت و وجود اين همه آب تمام وجودم رو ترسوند .

خلاصه فهميدم كه همه چيز هايي كه يه روز از پايين به نظرم جالب و قشنگ بود چقدر مي تونه از بالا وحشت آنگيز باشه و اينكه خلباني هم تجربه خوبي مي تونه باشه.

امروز يه مسافر بد قلق هم داشتيم كه بد جور موي دماغم شده بود من هم كه تحمل غر زدن رو ندارم از همون بالا پرتش كردم تو دريا .

البته فك نكنين خيلي سنگ دل هستم فوري تماس گرفتم با گشت دريا و خبر دادم برن و از آب بگيرنش .
بالا خره مهربوني تو خون اسفندي هاست .

باز پيشنهاد مي كنم يه بار كه شده پرواز با من رو امتحان كنيد . قول ميدم هميشه مشتري خودم مي شيد .

*******************

ایدین

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 8:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 20 فروردین1385

پرواز زیبایی داشتم

خدا رو شکر

یادم باشد این سری سوخت کافی همراه خودم ببرم

و یه کمک خلبان که بتونه جدای من پشت هوا پیما بشینه

راستی ترس از ارتفاع ام کم کم داره بهتر میشه

البته مسافر ها می گفتن خیلی تند رفتم

ولی واسه زود تر رسیدن باید گاهی تند هم رفت

تا یادم نرفته همین الان خبر دادم تو پرواز نا خدا گاه بالم به یه برجک گیر کرده و بد جور صدمه دیده

ولی شما نگران نباشید صدمه جانی در بر نداشته

مقصر من نبودم همون لحظه تو که جو سنگین افتاده بودیم

در نهایت واسه همه ارزوی موفقیت می کنم

به امید دیدار در پرواز بعدی

****************

ایدین

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 10:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 15 فروردین1385

نمی دونم چند نفر پست قبلی رو دیدن

ولی اون هایی که ندیدن باید بگم واسه بار چندم می خواستم اسفند ماه رو تعطیل کنم.

اما دلم نیومد . حالا فهمیدم که دو برابر دوست هایی که دارم دشمن دارم تصمیم گرفتم به کمک دوستام شر این دشمنان رو از سر خودم دوستام کم کنم .

البته این وسط شرمنده خیلی ها شدم و از خدا می خوام ببخشن منو

و از اجی فروغ و اجی سارا و اجی مژده و خانم آیناز عزیز تشکر کنم .

حالا که فهمیدم خودم و بلاگم خار تو چشمای دشمنام شدیم بزار خار بمونم

فقط می تونم واسه صبری که خدا بهم داده شکر کنم

ایدین

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 3:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 10 فروردین1385

واسه عشق کسی رو انتخاب کن که قلب بزرگی داشته باشه

تا واسه وارد شدن به قلبش مجبور نباشی خودت رو کوچیک کنی

 

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 8:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 3 فروردین1385

سال نو مبارک

امیدوارم سال پر خیر و برکت و شادی داشته باشید

در ضمن از همه دوستان عزیزم که باعث شدن اسفند خوبی داشته باشم تشکر می کنم و براشون آرزوی موفقیت می کنم

پیروز و موید باشید

ایدین

نوشته شده توسط آیـــــدیــن در 3:35 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •